تقديم به تو که :
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است
عزيزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم
وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است. 
تقديم به تو که :
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است
عزيزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم
وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است. 
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نوای عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده ای مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كنی صدايم كنی ومحبت بي دريقت را نثارم كنی...
نمیدانم به کدامین پنجره دل دوخته ای که نگاه مظطربم را نمی بینی و صدای خسته ام را نمیشنوی .
نمیدانم چگونه صدایت کنم تا اندوه را از تک تک کلماتم بخوانی . دیگر به هیچ یک از ثانیه ها اعتماد ندارم .
ثانیه هایی که می روند و انتظار مرا بیشتر می کنند . پس کی می آیی و نگاهم را از پنجره و ساعت پس می گیری؟

به انتها برسانم نگو خداحافظ
ز راه آمده ام تشنه سلام توام
سلام کن بمانم نگو خداحافظ
قسم که بی سبب ز عشق گریزانی
نگو که عشق نخواهم نگو خداحافظ
سکوت میکنی اما دلت پر از حرف است
نگو گرفته زبانم نگو خداحافظ
پناه اول من ای امید آخرین بیا
ز خویش نرانم نگو خداحافظ
همیشه چشمه تو هستی رود منم
من از تو در جریانم نگو خداحافظ

خاطرمان باشد شاید سالها بعد در گذر جاده ها از کنار هم بگذریم و بگوییم
آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج درموج در این خاطره ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روزدراین فاصله ها خواهم مرد

رفاقت یعنی اینکه یک عمر برای کسی چتر بوده باشی و او نداند که چرا خیس نشد.
(یک نویسنده)

از اینکه یه مدت نبودم عذرخواهی میکنم خوب دیگه یه وقفه کوچولو پیش اومد که خوشبختانه حل شد ۰ به هر حال از این به بعد در خدمتتون هستم . ضمنا از همه دوستای گلی هم که تو این مدت اینجا سر زده بودن تشکر ویژه دارم و امیدوارم بتونم جبران کنم. دوستتون دارم و...
مثل اون گلدون تنهام که نشستم روی ایوون
مثل رود پاک و زلالی که میری تا دل دریا
من همون کبوتری ام که نشسته ام تک و تنها
مثل اون دفتر شعرم تو پر از حرفهای خوبی
مثل خورشید درخشان مثل آسمون آبی
من همون ماهی ام که تشنه یه قطره آبم
توهمون قطره آبی که میای هرشب به خوابم
من همون قلب شکسته ام من همون درهای بسته ام
من همون شب سیاهم به امید ستاره نشسته ام

دکتر شریعتی

دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر و ناز
ساقه ترد و لطیفی دارد
بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد
جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد.

چقدر سخته تو چشای کسیکه تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه شی حس کنی که هنوزم دوسش داری.
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده .
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی .
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری.
چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی :
گل من باغ نو مبارک

آلبوم شیک پوش ترین مردان 50 سال اخیر

نازنینم می خواهم از تو بنویسم .از تو که در تمام لحظاتم وجود داری. خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند و بی تو بودن مرا گریان . تو با من هستی در حالیکه در کنارم نیستی تو با منی چون در قلب منی . قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون در آنی و من تنها تو را دوست دارم که سبزی مانند بهار لطیفی مانند گل و روانی همچو دریا و من تو را می پرستم .
به گمان من هیچ گلی به زیبایی لبهای تو نخندید و هیچ شکوفه ای به لطافت لبهای تو اینچنین مرموز از هم باز نشده است. هر وقت چشمانم به لبهای خندان تو می افتد گویی زندگی برایم لبخند می زند . وقتی غنچه گل رز را میبینم با خود می گویم این لبخند اوست .هیچ غنچه ای به زیبایی لبهای خندان تو نیست و هیچ نغمه ای به زیبایی حرف هایی که از لبهای متبسم تو به گوش می رسد نیست خالصانه می پرستمت.

دوست دارم شبی را با گریه سر کنم
دفتری از اشک چشمانم تر کنم
نام آن دفتر را کنم دیوان عشق
عشق را عنوان این دفتر کنم
قلم دردت را به من هدیه کردی تا نوشته هایم همرنگ نوشته هایت شود. دوستی ام را پذیرفتی و برای اشک هایم شانه هایت را ارزانی داشتی . آن وقت آنقدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب یا به ساحل می رسم یا غرق دریا می شوم . رفته بودم تا مثل یک کبوتر باز کنم در آسمان بال و پر دیدم که شوقی ندارم بر پرواز عقل هی ام زد که خودت را نباز عشق باید پا در میانی کند.

دلم را عاشقانه به تو سپردم تا باور کنی کسی را جز تو ندارم تو تنها پناه من در روزهای بی کسی هستی و قلب حقیر و کوچکم تا ابد عاشقانه دوستت دارد . عشق را به تو خواهم بخشید محبت و دوستی را به دستان گرمت می سپارم و خوبیهای دنیا را در تو خلاصه می کنم و مهربانیت را می ستایم .

خوشبختی با بودن در کنار تو معنا می گیرد تویی امید بودن برای زندگی ای شریک لحظات دلتنگی من ای مهربانتر از مهربانی ای آرامش همیشگی دوستت دارم به وسعت هر چه بی انتهاست.

پس ۳۰ ثانیه به این عکس خیره شو تا ببینیش!

حالا چی جن دیدی؟

مواد لازم جهت درست کردن مردها:
مردها درست بشو نیستند بهتره موادو حروم نکنیم.!
من میگم درست بشو نیستند ...
خوش تیپ
سلام ...خوبی ؟...دیشب خوابتو دیدم ...بایه لباس خوشرنگ نارنجی اومده بودی در خونه ما هرچی اصرار کردم بیا تو گفتی نه فقط زود آشغالاتونو بیار !!
با محبت 
طرز نگاهت صورت ماهت چشمای نازت دل عاشق نوازت و... منو یاد گدای سر کوچمون میندازه...
عشق شیطونکی
یه بچه باحال!
ویه گربه باحال تر!

میمون بی تربیت چرا اذیت میکنی؟

اینم یه دعوای جوجویی
دعوا سر چیه!


نه من از دریایم نه تو از دریایی
سهم ماهریک شد مردن ازتنهایی
گرچه چون قطره اشک پرطراوت بودم
گوشه چشم شما در عبادت بودم
گاهی ازعشق سخنی سخن ازدل دادن
نشد و قسمت شد از نفس افتادن
قصه دوری ما همچنان دورو دراز
دل تو محتاج و دل من غرق نیاز
وای که از چشمانت شده غوغا بر پا
روشن از مهر تو همه صبح فردا

اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایم
اگرحرفی زدم از گل تویی مفهوم و معنایش
اگر دنیا ز یادم رفت تو از یادم نخواهی رفت
به شرط آنکه گهگاهی تو هم از ما کنی یادی

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل است و آسان می رسد من که می دانم به دنیا اعتباری نیست که نیست
بین مرگ و آدمی و زندگی قول و قراری نیست

ای که عاشقی را نزد تو آموخته ام و برایم باور عشق در کنار تو معنا گرفت چشمانت را به من بسپار تا در نگاه معصومانه ات غرق شوم آنقدر که درد تنهایی ام را به باد فراموشی بسپارم . بخند تا گل خنده هایت فضای خانه ام را عطر آگین کند و سکوت وهم انگیز قلب یخی ام را در هم شکند .

یکی از دوستان خواسته بود در مورد وین رونی بنویسم ولی چون زیاد از رونی خوشم نمیاد کوتاه مینویسم.
درخواستی مهدی![]()
وین رونی در یک نگاه
ـ نام کاملش وین مارک رونی است و در 24 اکتبر 1985 میلادی در لیورپول انگلیس دیده به جهان گشود.
ـ قد:181
ـ وزن:70 کیلوگرم اما گاهی دچار اضافه وزن می شود.
ـ در آخرین ساعات مجاز با منچستریونایتد قرارداد امضاء کرد وگرنه باید در حسرت بازی در اولدترافورد باقی می ماند.
ـ در 9 بازی نخست خود هیچ گلی نزد.
ـ پر سروصدا ترین بازیکن فوتبال در سراسر اروپا شناخته شده است.
ـ تا پیش از رسیدن به سن 17 سالگی و قانونی تنها هفته ای 100 پوند دریافت می کرد!
ـ وین رونی به شدت به بازی تا کردن کاغذ علاقه دارد!!
ـ همچنین به فلسفه چینی علاقه زیادی دارد!!
ـ از طرف مردم کشورش با بیشترین رای به عنوان زشت ترین فوتبالیست جهان شناخته شد.
اینم کاریکاتورش...
واقعا زشته...